تبليغاتX
شهر آشوب
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
آخرین گناه من !!!
|+| نوشته شده توسط سروی در 85/07/30 و ساعت  | 
عمران صلاحی !!!
|+| نوشته شده توسط سروی در 85/07/25 و ساعت  | 
شاملو و زیستن
هرگز از مرگ نهراسیده ام 

 اگر چه دستانش از ابتذال شکننده تر بود

 هراس من باری ، همه از مردن در سرزمینی است که مزد گورکن از آزادی آدمی افزون باشد

|+| نوشته شده توسط سروی در 85/07/20 و ساعت  | 
|+| نوشته شده توسط سروی در 85/07/18 و ساعت  | 
تئودور آدورنو

آنان‌که بر قله‌ی قدرت نشسته‌اند دیگر حتی علاقه‌ی به پنهان‌کردن نظام انحصاری ندارند؛ همچنان‌که خشونت این نظام آشکار تر می‌شود، قدرتش نیز فزونی می‌گیرد. حاصل کار همان مغز شویی و نیازهای از پیش ایجادشده‌ی است که در متن آن وحدت سیستم هر روز قوی‌تر و مستحکم‌تر می‌شود… هر نوع توجیه در حکم توجیه نفس سلطه است.

 

|+| نوشته شده توسط سروی در 85/07/18 و ساعت  | 
شعری از سيدعلى صالحى
085158.jpg

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سروی در 85/07/16 و ساعت  | 

يكي از نازنين دوستانم شعري از مولانا برايم e.mail كرده كه زيبايي اش را باهم قسمت كنيم

                            ***

چاره‌اي كو بهتر از ديوانگي

بگسلد صد لنگر از ديوانگي

اي بسا كافر شده از عقل خويش

هيچ ديدي كافر از ديوانگي

رنج فربه شد برو ديوانه شو

رنج گردد لاغر از ديوانگي

در خراباتي كه مجنونان روند

زود بستان ساغر از ديوانگي

اه چه محرومند و چه بي‌بهره‌اند

كيقباد و سنجر از ديوانگي

شاد و منصورند و بس با دولتند

فارسان لشگر از ديوانگي

بر روي بر آسمان همچون مسيح

گر تو را باشد پر از ديوانگي

شمس تبريزي براي عشق تو

برگشادم صد در از ديوانگي

 

|+| نوشته شده توسط سروی در 85/07/15 و ساعت  | 

"تنها به خاطر آنان که اینروزها امیدخود را  از دست می دهند  نور امید در دلهای ما تابیدن گرفته است"                                                   والتر بنیامین 

|+| نوشته شده توسط سروی در 85/07/08 و ساعت  | 

"حتی در دل تاریکی هم میان آنکه می بیند و آنکه نمی بیند تفاوت است"

                                                                                     والتر بنیامین

|+| نوشته شده توسط سروی در 85/07/08 و ساعت  | 
دادخواست (از تراکل)

خواب و مرگ، عقابهاى غمين تمامى شب

بر گرد اين سر مى‌گردند

باشد كه تا خيزاب جاويد يخزده

تصوير طلايى انسان را فروبلعد.

جسمى ارغوانى بر صخره‌هاى سهمناك

دريده مى‌شود از هم

و آوايى ظلمانى داد مى‌خواهد بر فراز دريا.

خواهر ماخولياى طوفانى، بنگر

زير ستارگان، زورق ترسانى غرق مى‌شود

در رخسار خامش شب
|+| نوشته شده توسط سروی در 85/07/06 و ساعت  | 
 چیزی حدود نود سال پيش  گئورگ تراكل شاعر برجسته اتريشى مرگى خودخواسته را اختيار كرد، شاعرى كه به شاعر خزان، انحطاط و زوال جهان معروف شد.
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سروی در 85/07/06 و ساعت  | 
"تاملات آدورنویی"

 

دستاوردهای تمدن محصول  والایش اند ، محصول همان عشق-نفرت اکتسابی

نسبت به تن و خاک،که" سلطه" بندناف آدمیان با آن دو را سبعانه بریده است.

|+| نوشته شده توسط سروی در 85/07/01 و ساعت  | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar